تبليغاتX
ارایشی عاشقانه

ارایشی عاشقانه

مطالب اموزشی و ارایشی

+نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت21:4توسط شهرزاد | |



ادامه مطلب

+نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت19:58توسط شهرزاد | |


 
ادامه مطلب

+نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت19:35توسط شهرزاد | |


 
ادامه مطلب

+نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت3:19توسط شهرزاد | |



ادامه مطلب

+نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت3:4توسط شهرزاد | |



ادامه مطلب

+نوشته شده در جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت22:29توسط شهرزاد | |


شـايد بـراي شـما اتفاق افتاده باشد كه دوستتان را ديده باشيد كه پيراهني صورتي به تن كرده و توسط اطرافيان مورد تحسـين، تـمجـيد و تـوجه فـراوان قـرار  گرفته باشد. شما نيز به تبـع او تصـميـم گرفتـيـد كـه  پيراهني به همان رنگ تهيـه كـرده و بـر تن كنيد. اما بعد از اينكار مورد تمسخر و ريشخـنـد ديـگــران قــرار گرفته و همان نگاههاي پيشين نيز از شما برگردانـده شـد و در نتيجه آنها را از تن درآورده و لباسهاي مشكي، آبي و خاكستري قبلي خود را پوشيديد. اگر مي خواهيد بدانيد كه چرا آن پيراهن صورتي مناسب شمـا نبود و چرا اين به آن معنا نـيست كه ديـگر نـبايد لـباسهاي رنـگي بپوشيد، به ادامـه مقاله توجه كنيد. رنـگ پوست شـما چه تيره باشد،چه روشن وچه درميان اين دو،ميتوانيد رنگي مناسب براي لباس خود انتخاب نماييد
ادامه مطلب

+نوشته شده در جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت14:54توسط شهرزاد | |


 
تاتو يـا همـان خـالـكـوبي قدمتي بيش از 4000 هزار سال
دارد. خـالكـوبـي در فـرهنـگـهـاي مـخـتلف معني و مفهوم
متفاوت و مخصوص به خود را دارد.

1- خـالـكوبي مي تواند بعنوان آرايش دايم بكار برده شود
مانند تاتو ابرو.

2- خالكوبي ميتواند بعنوان تشخيص هويت و نشانگر پايگاه اجتماعي فرد بكار رود مثلا روميان باستان برده ها و تبهكاران را براي شناسايي خالكوبي ميكردند.

3- بعنوان مناسك گذر يعني هنگامي كه فرد از يك مقطع زندگي وارد دوره تازه اي در زندگي ميگردد (مانند بلوغ جنسي و ازدواج كردن) در برخي از فرهنگها مانند مردمان جزيره هاييتي اقدام به خالكوبي افراد ميكنند.

4- بعنوان تزيين.

5- براي برخي افراد تاتو تعيين كننده هويت آنها است.


تاتو چگونه انجام ميگيرد؟
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تاتو توسط تزريق جوهر به زير پوست صورت ميگيرد.تزريق
توسط يك سوزن كه به يك ابزار مخصوص متصل مي باشد
انـجـام مي گيرد. اين ابزار سوزن را 3000 -50 بار در دقيقه
به سـمـت بـالا و پـايــين مرتعش كرده و جوهر را تا عمق 1
مـيلي متر بدرون پوست تزريق ميكند. جوهر را در خارجي
تريـن لايه پـوست يـا هــمان اپيدرم تزريق نميكنند زيرا اين
لايه از پوست مرتبا در حال ريزش و جايگزيني مي بـاشـد.
بنابراين تاتو را نميتواند به مدت طولاني حفظ كند. جــوهر
در لايه مياني پوست يا درم تزريق ميگردد كه سلولهاي ثابتي داشته و باعث ميگردد تاتو براي هميشه دست نخورده باقي بماند.


ادامه مطلب

+نوشته شده در جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت14:47توسط شهرزاد | |


دوباره یه روز پر حسرت دیگه !
بدون که امروزم با خیالت یه دم تنها نشدم
از ذهنم بیرون نمی روی
شبهایی که بدون تو به سر ببرم...همش رنج و درد ه برام
کاش می دانستی که چقدر دلتنگ توام عزیزترینم!
لب هایم خاموشند...
اما کاش غوغای درونم را می شنیدی!
کاش می دیدمت تا با دیدنت امیدی دیگر برای زندگی بیابم
منم و سکوت و تنهایی ...
کاش می توانستم به سویت بیایم ..
اما چگونه !؟
نمی دانم با گفتن این حرفها چه فکر ی در موردم خواهی کرد!!!
اخه عاشقی که مجنون و دلبسته تو شده...
هر لحظه دلتنگ تو میشه..و همه دنیاش تویی..!

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت16:22توسط شهرزاد | |


امشب باز با کوله باری از حرف های ناگفته به سراغت امد ه ام !تویی که منو خوب می شناسی.
حرفهایی شاید برای تو تکراری .....
من از دردی انچنان کهنه برایت حرف می زنم
که حتی بودنش را خودم هم فراموش کرده ام !
من از انچنان دردی قدیمی برایت می گویم
که حتی چگونه زیستن را از یاد من برده است
دردی کهنه که هیچ وقت عادت روز مرگی را از من نگرفت
دردی که هیچ وقت نتوانستم در پستوی دلم پنهانش کنم!
دردی برای همیشه و برای همه وقت !
و برای تمام لحظات زندگی ام !
تنها همراه من که هیچگاه ...بی ان نبود ه ام
اما زبانم از گفتنش نا توان است ....!
رازی در دل و دل ناتوان از ..... تحملش !
امروز می خواهم برایت از بودنی بگویم....
که برایم حکم زیستن اجباری را داشته است
بودنی که اختیار زیستن را از من گرفت

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت21:0توسط شهرزاد | |


بر روی کوه نوشتم نام تو را  

کوه با تمام استواریش ترک خورد 

بر روی دریا نوشتم نام تو را 

دریا طوفانی شد  

بر روی پر مرغابی نوشتم نام تو را 

پر مرغابی ریخت 

بر روی شیشه قلبم نوشتم نام تو را  

شیشه قلبم بشکست 

بر روی خط دفتر خاطراتم نوشتم نام تو را 

نام تو به یادگاری ماند . 

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت14:4توسط شهرزاد | |


گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست
بین من و عشق تو ولی فاصله ای نیست
گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن
گفتی که نه باید بروم حوصله ای نیست
پرواز عجب عادت خوبیست ولی حیف
تو رفتی و دیگر اثر از چلچله ای نیست
گفتی که کمی فکر خودم باشم و آن وقت 
 جز عشق تو در خاطر من مشغلهای نیست
گفتی تو خدا پشت و پناهت به سلامت
بگذار بسوزند دل من مساله ای نیست

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت3:52توسط شهرزاد | |


به خاطر تو من همیشه با همه غریبه ام ....
نمی دونم چرا یهو دلم میگیره ...سرم رو میزارم رو زانوم ...نفسم رو از ته دل میفرستم بیرون میگم امروزم گذشت...نمی دونم ...برای اینکه همه رو گول بزنم میگم دلم اندازه دنیاست...شاید امروز که این درد نامه رو پیش خدا رسوا میکنم خودم هم نمی دونم چه دردی دارم....چرا برای پرواز باید پری از قو باشه ؟ مگه نمی گن قوی سفید همیشه تنها میمیره؟ همش میگفتی ...کاش یه چند روزی نبینمت ببینم دلم برات تنگ میشه یا نه....میگفتی تا آخر دنیا باهات میمونم ...بی دلیل نبوده که همش میگفتی دنیا ۲ روزه....حالا چی؟...تو رفتی ...اومدنت هم دیر شد...منم دیگه زمین گیر رفتن شدم....حرفی نزن ...هیچی نگو...فقط بزار گریه کنم...میخوام با بارون چشام فاصله ها رو پر کنم...

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت3:11توسط شهرزاد | |


گروه اینترنتی آرایشکده آغاز بکار کرد.

برای عضویت در گروه اینترنتی آرایشکده

بر روی نوشته زیر کلیک کرده و مراحل عضویت را تکمیل نمائید

پس از عضویت در گروه عکسها و مطالب آرایشی بصورت روزانه برای شما ارسال میشود.

TinyPic image

+نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت17:10توسط شهرزاد | |


گفتي كه مرا دوست نداري گله اي نيست

            بين من و عشق تو ولي فاصله اي نيست

گفتم كه كمي صبر كن و گوش به من كن

            گفتي كه نه بايد بروم حوصله اي نيست

پرواز عجب عادت خوبيست ولي حيف

            تو رفتي و دگر اثر از چلچله اي نيست

گفتي كه كمي فكر خودم باشم و آنوقت

           جز عشق تو در خاطر من مشغله اي نيست

رفتي تو خدا پشت و پناهت به سلامت

           بگذار بسوزد دل من مسئله اي نيست

+نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت20:50توسط شهرزاد | |


امشب

دستهام هم یاری نمی کنند

حتی برای نوشتن ....

این روزها همه چیز عجیب برام مبهم شده است !!!

و من توی این تاریکی ها ی مبهم درمانده ام !

تو که بارها و بارها به زمزمه هام گوش دادی

اینبار تو زمزمه ای کن

با من سخن بگو . . .

+نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت2:30توسط شهرزاد | |


در التهاب لحظه ها دلم پر از صداقتت

دلم پر از سکوت مات تو پر از غم نجابتت

پرنده پر نمی زنه توکوچه ی خاطره ها

ستاره سر نمی زنه به خونه ی آرزوها

من وسکوت پنجره من ونگاه منتظر

من وتبسم غروب من وهوای منفعل

یه روز می یایی ازسفر با کوله باری از نفس

هر آن حسادت می کنند پرنده های تو قفس

من با تو خو شبختی مو قسمت میکنم

فرستنده:شهرام

+نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت2:13توسط شهرزاد | |


دیگه شعرام واسه چشمای تو تازگی نداره
دلم از دست همون چشم تو زندگی نداره
تو می گی خسته می شی چشمام رو می کنی فراموش
ولی من عاشقم عاشق که خستگی نداره
 می گی من دوست ندارم برو و صرف نظر کن
دیوونم اینکه به احساس تو بستگی نداره
تو می گی ساده بگیر زندگی رو من و رها کن
عاشقی خط خطیه صافی و سادگی نداره
 تو می گی یه کم غرور داشته باش و منطقی تر شو
 کارم از غرور گذشته هر چی که بگی نداره
من می گم دلم شکسته س تو می گی اونکه سپردیش
دلی که سپرده شد دیگه شکستگی نداره
 می گم التماس چشمام کفی نیست واسه نگاهت
می گی که عشق تو حالت همیشگی نداره
 تو می گی دیوونه ام تو راست می گی اما عزیزم
غیر من هیچ کس این حسی که تو می گی نداره

 

+نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت11:15توسط شهرزاد | |