تبليغاتX
ارایشی عاشقانه

ارایشی عاشقانه

مطالب اموزشی و ارایشی

 

گروه اینترنتی آرایشکده آغاز بکار کرد.

برای عضویت در گروه اینترنتی آرایشکده

بر روی نوشته زیر کلیک کرده و مراحل عضویت را تکمیل نمائید

پس از عضویت در گروه عکسها و مطالب آرایشی بصورت روزانه برای شما ارسال میشود.

TinyPic image

+نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت4:34توسط شهرزاد | |


ای غروب تلخ و ای آسمان غبار گرفته

شما بر عشق من آگاهید شما می دانید که

من چقدر برای این پای مهربان اشک ریخته ام

می دانید که مثل پادشاهی مغرور و زیبا

بر قلب من فرمانروایی می کند می دانید ...

شما به همه رازهای قلب من آگاهید

ولی من برای آرامش این سلطان بی جانشین

باید از زندگیم بگذرم

از همه هستی و مستی ام ...

از عشق از امید از رویاهای شیرین ...

ای خورشید که می روی تا در آنسوی مرزها ما را فراموش کنی

 

+نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت4:29توسط شهرزاد | |


اِلایین مگی، نویسنده ی بیش از 20 جلد کتاب و همچنین
مشاور بالینی کاهش وزن می گوید، "سایز من 46 است،
امـا بـدنم پیـچ و خـم هــای ظـــریــــف زنـانه را دارد، هر روز
ورزش می کنم و احساس فوق العاده ای دارم."

اِمی،مانکن و مُدل سایزبالا (که میداند چطور باید متناسب
و بــرازنده به نظر برسد) عقیده دارد زنان سایز بالا، نه تنها
مـــی توانند سالم و سلامت باشند و احساس خوبی هم
داشــــته باشند، به همان اندازه ی زنان سایز پایین، 36 و
38، می توانند مطابق مُد روز لباس بپوشند و شیک به نظر برسند. 

داشتن تصویر بدنی مثل مگی یا اِمی—تصویر بدنی که سلامت و مثبت باشد—ممکن و قابل حصول است حتی اگر لاغر هم نباشید.

پس چرا اكثر خانمهاي درشت اندام و سایز بالا اینقدر تصور بدی از بدنشان دارند، حتی وقتی وزنشان برای آنها سالم تشخیص داده می شود؟ و آنها چطور می توانند، مثل مگی و اِمی آنچه که جلوی آینه می بینند را دوست داشته باشند؟

در مصاحباتی که با متخصصین مختلف در این رابطه داشتیم، نکات عملی بسیاری را برای داشتن احساسی خوب نسبت به بدنمان به ما توصیه کردند که در زیر به آنها اشاره می کنیم.

فراتر از هنجارهای اجتماع فکر کنید

کتی کاتر، روان درمانگر، که بر روی مسائل مربوط به تصویر بدن و اختلالات تغذیه و وزن کار می کند، می گوید، "هرچه رشد می کنیم و بزرگتر می شویم، ارزش بیشتری بر آنچه که جلوی آینه می بینیم می گذاریم—که مبنی بر تجربیات ما و همچنین هنجارهای فرهنگی و اجتماعی است که در آن اندام لاغر، اندام مورد پسند و مقدم است.

اما مشکل این هنجار فرهنگی اینجاست که لزومی ندارد انسانها همه یک شکل و یک اندازه باشند.

تحقیق روی تنوع و گوناگونی اندام ها نتیجه ای قطعی خواهد داشت: حتی اگر همه ی ما رژیم غذایی مطلوب و کامل داشته باشیم، و به یک میزان فعالیت بدنی شدید داشته باشیم، باز اندام هایمان متفاوت خواهد بود. برخی خیلی ریز اندام، برخی درشت اندام و اکثریت در حالت متوسط خواهند بود."

البته دکتر کاتر بر چاقی که می تواند منشاء بسیاری از بیماریها باشد صحه نمی گذارد، منظور او این است که خیلی از ما بااینکه ممکن است سایزمان بالا باشد، اما میتوانیم در کمال صحت و تندرستی به سر ببریم. اما چطور باید این واقعیت را بپذیریم که بدن ما اصالتاً فلان سایز را باید داشته باشد—حتی اگر آن سایز، سایز پایین نباشد—و چطور از آن احساس خوبی داشته باشیم؟

اول از همه، باید بپذیرید که بزرگ بودن اصلاً به معنای بد بودن نیست.


ادامه مطلب

+نوشته شده در شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت22:0توسط شهرزاد | |


 
ادامه مطلب

+نوشته شده در شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت21:31توسط شهرزاد | |


اونی که گفتم نرو گفت نمی شه
 دیروز دیگه رفت واسه ی همیشه
وقتی می خواست بره من رو صدا کرد
وایساد و تو چشمای من نگاه کرد
گفت می دونی خودت واسم عزیزی
 این اشکا رم بهتره که نریزی
باید برم سفر واسم بهتره
 ولی کسی کهمونده عاشقتره
تقدیر ما از اولم همین بود
 یکی تو آسمون یکی زمین بود
هرجا برم همیشه ایرونی ام
غرق یه جور حس پریشونی ام
 خدا نخواست همیشه پیشم باشی
 ولی مهم اینه که مریم باشی
 تو تقدیر ما هر چی حیرونیه
مال خطوط روی پیشونیه
شاید اگه دائم بودی کنارم
یه روز می دیدیم که دوست ندارم
می خوام برم که تا ابد بمونم
سخته برای هر دو مون می دونم
 گریه نکن گریه ها تو نگه دار
لازم می شه گریه برای دیدار
نذار پر گریه بشه خاطره
 هر کی اشک نریزه عاشقتره
 اون کسی که می خواد بشه ستاره
هیچ چاره ای به جز سفر نداره
 بذار برم یه مدتی بمونم
شاید که قدر اینجا رو بدونم
اصلا شاید اونجا دووم نیارم
یا ناتموم بمونه اونجا کارم
دعا نکن اونجا بهم نسازه
 آدم که حرفش دو تا شد می بازه
 رفتن من شاید یه امتحانه
واسه شناسایی این زمانه
 خودم می رم عکسام ولی تو قابه
می شنوه حرف رو ولی بی جوابه
 بارون که بارید برو زیر بارون
به یاد دیدارای انروزامون
تو چمدونم پر عطر یاسه
 چشمام با چشمای تو در تماسه
فکر نکنی دوری و اونجا نیستی
قلب من اینجاست تو تنها نیستی
رفتن من بازی سرنوشته
همونی که رو پیشونیم نوشته
یه کاری کن این رفتن موقت
آدما رو نندازه توی زحمت
نذار که نقطه ضعفت رو بدونن
 پشت سر من و تو چیز بخونن
منتظر شعرا و نامه هاتم
هر جا می ری بدون منم باهاتم
غصه نخور زندگی رنگارنگه
یه وقتایی دور شدنم قشنگه
دیگه سفارش نکنم عزیزم
نذار منم اینجوری اشک بریزم
شاید یه روز به همدیگه رسیدیم
همدیگه رو شاید یه جایی دیدیم
شاید یه روز دیدی که توی جاده
یه آشنا منتظرت وایساده
شایدم این دیدار آخرینه
 اگر که باشی زندگی همینه
 مراقب گلدون اطلسی باش
یه وقتایی منتظر کسی باش
کسی که چشماش یه کمی روشنه
شاید یه قدری ام شبیه منه
 کسی که چون می خواد بشه ستاره
هیچ چاره ای به جز سفر نداره
داغ دلت هر وقت که می شه تازه
بهش بگو با روزگار بسازه
دیگه باید برم که خیلی دیره
 فقط نذار خاطرمون بمیره
اون رفت و از دور دساشو تکون داد
 خوبیاشو یه بار دیگه نشون داد
همه می گن فقط یه روزه رفته
انگار ولی گذشته صد تاهفته
با این که قلبش بی ریا و پکه
 چون فته دنیا پر گرد وخکه
 ای کاش نمی رفت و سفر نمی کر
یا لااقل من رو خبر نمی کرد
اما نه خوب شد که من رو خبر کرد
اشکام و دید و بعد از اون سفر کرد
از وقتی رفت دسام به آسمونه
شاید پشیمون بشه و نمونه
 خودش می گفت چون که بشه ستاره
هیچ چاره ای به جز سفر نداره
انقد می شینم که بشه ستاره
بیاد به کشور خودش دوباره
فهمیدم امروز سفر یه درده
 من چه کنم اگر که برنگرده
 پشت سرش آب می ریزم یه دریا
شاید پشیمون شه نمونه اونجا
الهی که بدون هیچ فرودی
بشه ستاره و بیاد به زودی
 الهی که تموم چش به راها
بیاد سفر کردشون از تو راها
 الهی که هیچ جا سفر نباشه
هیچ چشمی منتظر به در نباشه


 

 

+نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت16:22توسط شهرزاد | |



ادامه مطلب

+نوشته شده در چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت5:10توسط شهرزاد | |


 
ادامه مطلب

+نوشته شده در چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت4:53توسط شهرزاد | |