تبليغاتX
ارایشی عاشقانه

ارایشی عاشقانه

مطالب اموزشی و ارایشی

 نيستي ُ هق هق بارون چشام

شعله بغضمو خاموش مي كنه

انگاري از ته باغ دلهره

يه مترسك قصمو گوش مي كنه

قصه بهشت و تقدير عذاب

نقل سنگ و شيشه نازك خواب

قصه نبودنت كنار ما

قصه تشنگي و قصه آب

نيستيُ تلخي روزاي سياه

خط خطي كرده دل خاطره رُ

من مي گفتم بي تو  شب نمي گذره

از كنار شعله جادو نرو

كوچه ها خوابن و بوئي نداره

بغض فانوس بلند آسمون

نسترن له شده تو جاده عشق

رقص سايه پشت ديوار جنون

نيستي ُ شاخه خشك آرزو

خم شده تو پيچ و تاب حنجره

لحظه ها بدجوري دارن مي ميرن

پشت دلتنگي ذهن پنجره

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت22:14توسط شهرزاد | |



 چی نصیبت می شه / وقتی زجرم می دی

من به تو دلبستم / کاشکی می فهمیدی

چی نصیبت می شه / وقتی من داغونم

وقتی که با گریه / به تو می فهمونم

چی نصیبت می شه / وقتی من بی تابم

وقتی که از غصه / تا سحر بی خوابم

این حقیقت داره / من به تو دل بستم

کاشکی می فهمیدی / چقد عاشق هستم

می دونی بدحالم / دلم از غم خونه

واسه تو درمونه / درد من آسونه

داره عادت می شه / شبای شبگردی

کاش می موندی پیشم / آرومم می کردی

گریه مو می بینی / بی خیال رد می شی

تو  که انقد خوبی / پس چرا بد می شی

چی نصیبت می شه / وقتی من جون می دم

کاشکی عشقو یکبار / تو چشات می دیدم

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت22:11توسط شهرزاد | |


سهم تو همیشه بوده سهم من یکی نبوده سهم تو تموم دنیا سهم من روی کبوده زیر این طاق قدیمی جفت تو بیشه وباغه اما من همیشه مطرود طاقتم همیشه طاقه تو به مقصدت رسیدی ای کبوتر سپیدم من همون کلاغ قصه م که به هیچ جا ترسیدم حتی باغ قصه جام نیس زندگیم چه بی فروغه چار سمت آرزوهام رو به بن بست دروغه همه با نگاه گقتند (که دلم رنگ پرامه) (از قدیم کلاغ قصه بدشگون و بی مرامه) زخم پرواز و ندیدن که نشسته روی سینه ام رنگ من دست خودم نیس من همینم که همینم

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت3:11توسط شهرزاد | |


 تو نیومده گذشتی از کنار قلب خسته م دل به باورم ندادی من به سادگی شکستم بغض لحظه ها ترک خورد شونه هام به گریه افتاد تو به دنبال چی هستی که منو میبری از یاد ؟ تو به دنبال چی هستی که ترانه از تو پژمرد وقتی که سکوت کردی به غرور واژه برخورد تو یه ابری من کویرم میدونم که نمی باری من به باورم شکستم تو که تقصیری نداری جاده چشماتو خریده آرزوهاتو گرفته تو ندونستی که شاید آه من تو رو گرفته قسمت میدم به بغضی که تو مرز انفجاره کاری کن که قاصدکها خبری برام بیاره یه شبی خوابتو دیدم خواب آغوش محالت تو دوباره برمی گردی

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت3:7توسط شهرزاد | |


دارم ميرم! نمي بيني؟ / از اين غربت٬ از اين خونه از اين جايي كه بي احساس/ شده مثل ِ يه ويرونه چقد خسته م! چقد تنهام! / چقد اين خونه دلگيره ببين پروانه ي عشقم / داره بي شعله ميميره دارم ميرم! تموم ميشه/ همين فصل ِ پر از ابهام همين كه هستي و با تو / بازم تنها شدن دستام مي خوام تو لحظه هاي تو / ديگه خالي شه جاي من تو كه هرگز ندونستي / يه عمر ِ زخمي ِ اين تن بگو مي خواي كه من باشم/ بگو بي من تو غمگيني ولي تو قهري با چشمام/ دارم ميرم! نمي بيني....

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت23:4توسط شهرزاد | |


يه روز سـرد پائيـــزي .. كه باز از غصه لبريزي
مي ياي با كـوله بار غم .. چه اشكا كه نمي ريزي !

برام با گريه مي خوني .. پشيمــوني .. پشيمــوني
دلم مي ريزه از حرفات .. تو چشمات ميشه زندوني

شايد جاروي پلك تو .. با اشكات شونه شه بازم
بپـيچه عطر احساست .. دلم ديــوونه شه بازم

ديگه طاقت نمي ياره .. دل كوچيـك داغونم
اگه برگردي از قهرت .. تــورو مي بخشه! .. مي دونم!

خيالي جز تو با من نيست .. بيا قهرارو پرپر كن
دلم از سنگ و آهن نيست .. تورو بخشيده .. باور كن..

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت19:15توسط شهرزاد | |