سهم تو همیشه بوده سهم من یکی نبوده سهم تو تموم دنیا سهم من روی کبوده زیر این طاق قدیمی جفت تو بیشه وباغه اما من همیشه مطرود طاقتم همیشه طاقه تو به مقصدت رسیدی ای کبوتر سپیدم من همون کلاغ قصه م که به هیچ جا ترسیدم حتی باغ قصه جام نیس زندگیم چه بی فروغه چار سمت آرزوهام رو به بن بست دروغه همه با نگاه گقتند (که دلم رنگ پرامه) (از قدیم کلاغ قصه بدشگون و بی مرامه) زخم پرواز و ندیدن که نشسته روی سینه ام رنگ من دست خودم نیس من همینم که همینم
+نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت3:11توسط شهرزاد |
|
تو نیومده گذشتی از کنار قلب خسته م دل به باورم ندادی من به سادگی شکستم بغض لحظه ها ترک خورد شونه هام به گریه افتاد تو به دنبال چی هستی که منو میبری از یاد ؟ تو به دنبال چی هستی که ترانه از تو پژمرد وقتی که سکوت کردی به غرور واژه برخورد تو یه ابری من کویرم میدونم که نمی باری من به باورم شکستم تو که تقصیری نداری جاده چشماتو خریده آرزوهاتو گرفته تو ندونستی که شاید آه من تو رو گرفته قسمت میدم به بغضی که تو مرز انفجاره کاری کن که قاصدکها خبری برام بیاره یه شبی خوابتو دیدم خواب آغوش محالت تو دوباره برمی گردی
+نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت3:7توسط شهرزاد |
|
دارم ميرم! نمي بيني؟ / از اين غربت٬ از اين خونه از اين جايي كه بي احساس/ شده مثل ِ يه ويرونه چقد خسته م! چقد تنهام! / چقد اين خونه دلگيره ببين پروانه ي عشقم / داره بي شعله ميميره دارم ميرم! تموم ميشه/ همين فصل ِ پر از ابهام همين كه هستي و با تو / بازم تنها شدن دستام مي خوام تو لحظه هاي تو / ديگه خالي شه جاي من تو كه هرگز ندونستي / يه عمر ِ زخمي ِ اين تن بگو مي خواي كه من باشم/ بگو بي من تو غمگيني ولي تو قهري با چشمام/ دارم ميرم! نمي بيني....
+نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت23:4توسط شهرزاد |
|
خيالي جز تو با من نيست .. بيا قهرارو پرپر كن دلم از سنگ و آهن نيست .. تورو بخشيده .. باور كن..
+نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت19:15توسط شهرزاد |
|
درباره من
سلام دوستان به وبلاگ من خوش امدید در اینجا من سعی دارم بیشتر از مطالب اموزشی وارایشی استفاده کنم تا شاید بتوانم لبخند رضایت بر لبان شمابه ارمغان بیاورم منتظر انتقادات شما هستم شهرزاد