تورا راندم
ولی آن لحظه گویی آسمان می مرد
جهان تاریک می شدکهکشان می مرد
درون سینه ام دل ناله می زد
بازکن ازپای زنجیرم
که بگریزم
به دامانش بیاویزم
به اوبااشک دل گویم
مرد من بی تو می میرم
ولی من درمیان های های گریه خندیدم
که تو هرگزندانی بی تویک تک شاخه عریان پاییزم
دگرازغصه لبریزم
دراین دنیا بمان بی من
برای دیگری سرکن نوای عشق ومستی را
بخوان درگوش جان دیگری آوای مستی را
+نوشته شده در یکشنبه سوم آذر 1387ساعت1:55توسط شهرزاد | | چرا اسمت روبگم؟ چرا اسمت روبگم؟ وقتی اسمت منواززندگی سیرم می کنه چرایادت بکنم؟ وقتی یادت منوپابندواسیرم میکنه وقتی قلبت واسه من سنگ صبورنیست چرامن شعرموواست بگم؟ وقتی اینقدردلامون ازهمدیگه دورشده چراترکت نکنم؟ وقتی له کردی دلم رو زیرپات چرااخمت نکنم؟ اگه قلبم رومثه شیشه شکستی چرااسمت روبگم؟ اگه عهدی که بامن بستی شکستی چرایادت بکنم؟ اگه ترکم کردی رفتی ز برم این سخن یادت نره که یکی بودکه یه روز خونه داشتی توچشاش وقتی که نگات می کرد غم می رقصیدتوچشاش توگرفتی دلشو ولی افسوس که ش-ک-س-ت-ی دلشو +نوشته شده در یکشنبه سوم آذر 1387ساعت1:51توسط شهرزاد | |
چرا اسمت روبگم؟
وقتی اسمت منواززندگی سیرم می کنه
چرایادت بکنم؟
وقتی یادت منوپابندواسیرم میکنه
وقتی قلبت واسه من سنگ صبورنیست
چرامن شعرموواست بگم؟
وقتی اینقدردلامون ازهمدیگه دورشده
چراترکت نکنم؟
وقتی له کردی دلم رو زیرپات
چرااخمت نکنم؟
اگه قلبم رومثه شیشه شکستی
چرااسمت روبگم؟
اگه عهدی که بامن بستی شکستی
اگه ترکم کردی رفتی ز برم
این سخن یادت نره
که یکی بودکه یه روز
خونه داشتی توچشاش
وقتی که نگات می کرد
غم می رقصیدتوچشاش
توگرفتی دلشو
ولی افسوس که
ش-ک-س-ت-ی
دلشو
+نوشته شده در یکشنبه سوم آذر 1387ساعت1:51توسط شهرزاد | |