شبِ آغاز هجرت تو شبِ در خود شکستنم بود شبِ بيرحم رفتن تو شبِ از پا نشستنم بود شبِ بي تو شبِ بي من شبِ دلمردههاي تنها بود شبِ رفتن شبِ مردن شبِ دل کندن من از ما بود واسه جشن دلتنگي ما گل گريه سبد سبد بود با طلوع عشق من و تو هم زمين هم ستاره بد بود از هجرت تو شکنجه ديدم کوچ تو اوج رياضتم بود چه مؤمنانه از خود گذشتم کوچ من از من نهايتم بود به دادم برس، به دادم برس تو اي ناجي تبار من به دادم برس، به دادم برس تو اي قلب سوگوار به دادم برس، به دادم برس تو اي قلب سوگوار من شبِ بي تو شبِ بي من شبِ دلمردههاي تنها بود شبِ رفتن شبِ مردن شبِ دل کندن من از ما بود شبِ بي تو شبِ بي من شبِ دلمردههاي تنها بود شبِ رفتن شبِ مردن شبِ دل کندن من از ما بود
+نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم دی 1387ساعت20:34توسط شهرزاد |
|
+نوشته شده در سه شنبه دهم دی 1387ساعت0:50توسط شهرزاد |
|
درباره من
سلام دوستان به وبلاگ من خوش امدید در اینجا من سعی دارم بیشتر از مطالب اموزشی وارایشی استفاده کنم تا شاید بتوانم لبخند رضایت بر لبان شمابه ارمغان بیاورم منتظر انتقادات شما هستم شهرزاد