تبليغاتX
ارایشی عاشقانه - مسافر خسته من

ارایشی عاشقانه

مطالب اموزشی و ارایشی

مسافر خسته من بار سفر رو بسته بود

 

تو خلوت آيينه ها به انتظار نشسته بود

 

ميخواست که از اینجا بره اما نميدونست کجا

 

دلش پر از گلايه بود ولی نميدونست چرا

دفتر خاطراتشو رو تاقچه جا گذاشت و رفت

عکسهای يادگاری شو برای ما گذاشت و رفت

دل که به جاده می سپرد کسی اونو صدا نکرد

نگاه عاشقونه ای برای او دعا نکرد

حالا ديگه تو غربتش ستاره سر نمی زنه

تو لحضه های بی کسی پرنده پر نمی زنه

با کوله بار خستگی تو جاده های خاطره

 

مسافر خسته من يه عمره که مسافره

+نوشته شده در پنجشنبه ششم فروردین 1388ساعت1:52توسط شهرزاد | |